اين روزها، يادگرفتم، که با اتحاد ما مي توانيم را ميشود اثبات کرد.
دوستانم با وسواس و دقتِ خاصي، براي به چنگ آوردنِ اهدافشان وقت گذاشتند.
دوستانم دارند حرمتها را يکي يکي مي شکنند، دوستانم دارند داشته هاي من و اَمثالِ من را ذره ذره از چنگم دَر مي آورند و جلوي چشمانم نابود ميکنند و به دستهاي خالي شده ي من قَه قَه هاي محکمي مي زنند.
دوستانم براي اينکه به اهدافشان برسند، عهدهاي محکمي باهم بستند، دورِ هم جمع شدند، و براي اينکه در مسيرِ رسيدن به اين اهدافي که بنظر غيرِقابلِ دسترسي بود،کم نياورند، مدام همديگر را از زاويه هاي مختلف رَصَد مي کردند و تقويت.
دوستانم، نقطه هاي قوت همديگر را بشدت تقويت کردند. اشکالاتِ خودشان و رفقا را برطرف مي کردند...
خوش بحالشان، چقدر خدا دوستشان داشت، خداوند پاداشِ اين اتحاد را، پاداش اين همه تلاش و زحمت را عاقبت داد.
مبارکشان.
اي کاش من هم با اين همه دوستي که هم نظر بودم، کمي متحد شده بودم. اي کاش ذره اي انرژي گذاشته بودم و...
برچسب:
نویسنده: آدرین اسدی