فاطمه بنت محمد اسماعيل
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 16:08
خداحافظ برای تو رهایی داشت ولی ، برای من غم جدایی داشت امروز ،سر اذان ظهر، فاطمه بنت محمد اسماعیل را شُستند. دست وصورتم رو شستم و اومدم پشت سیستم بشینم، بابا صدا زد که گوشی رو بردار با شما کار داشتن.
نشستم کف قبر
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 16:08
ایستاده بودم و داشتم سوره ی یس رو میخوندم، بابا داشتن بلند سوره یس رو می خوند، صدای پتک بلندتر شده بود، دنبال صدا میگشتم، تووی بلوک کناری داشتن سنگ قبر رو برمیداشتن، دقت کردم، آره دارن گودش میکنن. یک
يا ارحم الراحمين
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 21:15
هر چه در حاشیه بود گذاشته بودم و راهی شده بودم. پرواز تاخیر خورده بود و ما همه در نمازخانه ی فرودگاه به استحراحت بودیم. کنار خانم سرهنگ نشسته بودم، زینب هم یه کناری نشسته بود و داشت اریضه می نوشت تا به کربلا که رسیدیم و نهر علقمه... زن داداشِ مهربان هم مشغول نی نی داری شده بود(پوشک بچه رو عوض کنه تا...
قوتِ قلب
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 14:13
قرار گذاشتم با خودم ، تا کمي خود کنترلي داشته باشم. براي اين کاž
زنده ام شکر
-
تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 18:40
راستش اومدم بگم زنده ام . شکر . حرف واسه (برای) گفتن دادا زیاد هست . ولی گوشی نامحرمم زیادس . دیگه مام اینجا شناس شدیم آ نیمیشد زیادی حرفی دل روو کونیم . دادا تازگی هام که یه جلسه ای رفدیم . . . آ جو گیر شدیم و خودمونا قاتی وبلاگنویسا جازدیم .....آ حالا اینجوریشد که : چارتا آدم بزرگ که تووشوون آخوند...
تو رو خدا بمير
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 13:20
بزرگترین سوسکِ عالم، روی ساق پاهام رژه رفت. چراغها خاموش بود و همه جا در سکوت. داشتم به رادیو گوش میدادم، آقا سرشار داشت قصه میگفت، که ... وزنش رو حس کردم. اول فکر کردم یه چیزی مثل یه برگه دستمال کاغذی از روو میز سُر خورده اومره روو پاهام ولی ... انگار که یه حشره ی بزرگ بود. اول باور نکردم، وحشت زده...
آب و هوا را درياب
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:17
این روزها دوباره آب زاینده رود را بسته اند. گرما سرتاپایمان را برنزی کرده. حضرات بزرگان مملکتی سوار بالگردهای خصوصی شده و رفته اند سفر اروپایی. خودشان در کاخها سرِ میزهای مذاکرات اقتصادی نشسته اند و خانواده های محترم قیمتهای بازارهای اروپایی را مهک می زنند.
رفت...
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 20:00
پاک روان[317]به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم ؛ هنوز مشکل داره ... در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام
حمله موشکي ايران...
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 19:41
فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت: موشکها از ایران شلیک شد و بر فراز عراق عبور کرد و در سوریه فرود آمد و پهپادهایی که از اطراف دمشق به پرواز درآمده بودند اصابتها را برای ما در ایران مخابره میکردند خبر به گزارش مشرق، سردار امیرعلی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه در جریان شلیک موشکهای بالستیک س
همه زير بار منت شهيدان هستيم
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 19:41
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر روز یکشنبه 28 خرداد 1396 در دیدار جمعی از خانوادههای شهدای مدافع حرم و شهدای مرزبان، با تأکید بر اینکه شهدا حق حیات بر این کشور دارند و همه مردم و مسئولان باید خود را زیر بار منت شهدا و خانواده شهدا بدانند، به سخنان خصمانه و تهدیدآمیز اخیر مقامات ا
اين روز ها...
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 15:36
اين روزها، يادگرفتم، که با اتحاد ما مي توانيم را ميشود اثبات کرد.دوستانم با وسواس و دقتِ خاصي، براي به چنگ آوردنِ اهدافشان وقت گذاشتند.دوستانم دارند حرمتها را يکي يکي مي شکنند، دوستانم دارند داشته هاي من و اَمثالِ من را ذره ذره از چنگم دَر مي آورند و
علي بركت الله
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 9:22
گفتم بيام اينجا را خودم افتتاحش كنم ، يهويي بزرگان ميان اينجا رو هم افتتاح مي كنن.
وقت كم آوردم. چيكار كنم؟؟؟
-
تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 19:56
دلم هواي شما رو کرده يا زهرا...
-
تاریخ: 1396/1/24 ساعت: 19:56
نزديک ميلاد حضرت زهرا بود که نشسته بودم روي سنگهاي خنکِ بين الحرمين. يه جوري که رووم به آقا، امام حسين ع بود و گنبد آقا ابالفضل رو هم مي ديدم. زيارت عاشورا خونده بودم که آروم آروم زمزمه ي من هم اين شد:با تو دارد سايه ي سر، باابالفضلَت رکاببي تو واي از ناقه ي بي مَحمِل و اشکِ مدامبا تو دورِ خيمه
از بازاريابي تا بازار سازي
-
تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 16:13
روز سوم نوروز بود. پاشُديم رفتيم خونه عمه ي نازنينم، جهت عيد ديدني. يا به قولِ پدرم جهتِ صله ارحام. وارد كه شديم، طبق رسم ديرين، مورد استقبال گرم قرار گرفتيم و ديده بوسي و تبريك سال نو و ... تعارف كردن نشستيم. كم كم تشريف آوردن همگي دورِ هم نشستيم. هنوز طبق رسم ديرين بود... تا اينكه دوبه دو مشغول صح
حاج احمد آقا خميني...
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 18:26
خدايش بيامرزد . بچه مدرسه اي كه بودم. اين عكس يكي از عكسهاي ثابت كلاسمان بود. خدا بيامرزد حاج احمد آقا را . امين ترين بود براي امام و رهبر جمهوري اسلامي ايران. و ما امام را بدون حاج احمدآقا تصور نمي كرديم. حاج احمد آقا هميشه در قاب تصويري بود كه امام بودند. خدا بيامرزد اين مرد صبور و بزرگ و
يا زهرا..........
-
تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 21:52
روزگارمونا چيطوري رنگي ميكنيم-1-
-
تاریخ: 1395/11/30 ساعت: 23:43
تازه از راه رسيده بودم. شبي تولدي حضرتي فاطمه معصومه بود . تشنه بودم. پارچي آبا ورداشتم , يه بسم الله گفتم آ تاجون داشتم سرکشيدم. يا حسين. هنوز لباساما عوض نکرده بودم. که موبايلم زنگ خورد. شمارش ذخيره نشده بود. صداش آشنا بود. اون منا ميشناخت . اما من هنوز درست نه. يوخده يوخده خاطراتي سالاي قبل را ي...
گوشي قيمت كنيم.
-
تاریخ: 1395/11/30 ساعت: 23:43
ديروز رفته بودن گوشي ببينم و قيمتهاش رو رصد كنم.... گوشي سوني معرفي ميكردن . همش چاخان بنده خدا براي مخ من و شما رو بزنه خيلي چاخان -پاخان ميكنه
دکتر علي شريعتمداري درگذشت
-
تاریخ: 1395/11/30 ساعت: 23:43
دکتر علي شريعتمداريمعاون رئيس جمهور و رئيس سازمان انرژي اتمي ايران به مناسبت درگذشت دکتر علي شريعتمداري، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي و استاد دانشگاه پيام تسليتي فرستاد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني شبکه خبر به نقل از روابط عمومي سازمان انرژي اتمي، علي اکبر صالحي متن پيام تسليت ايشان به اين شرح است:"...